مرتضى راوندى

308

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

مخاطب ساخته گفت : « اگر مىخواهى از آن مال تو را غذا دهم ؟ » سپس خليفه را در آن برج مملو از زر مقيد داشت و امر كرد كه او را از خوردن و آشاميدنى هيچ ندهند و به او گفت : « از خزاين خود هرچه مىخواهى تناول كن ، چه تو را نسبت به آن تعلقى تمام است و جز اين هرگز به تو غذايى داده نخواهد شد . » خليفه چهار روز در آنجا به همان حال باقى ماند و از ناتوانى جان سپرد . ابو الفدا در اين باب چنين مىنويسد : كسى به كيفيت قتل مستعصم واقف نشد ، بعضى گفتند گلوى او را درهم فشردند تا مرد ؛ برخى برآنند كه او را در جوالى گذاشتند آنقدر جوال را بر زمين ماليدند تا جان داد ؛ بعضى هم گويند كه او را در دجله غرق كردند . به طورى كه وصاف نوشته ، هلاكو در نفى و ابقاى خليفه مردد بود . با نزديكان خود مشورت كرد ، آنها گفتند كه مردم اين مرد را خليفهء رسول و امام به حق او و حاكم مطلق خود مىدانند ، اگر زنده بماند بيم آن مىرود كه تدارك قوا كند و به جنگ برخيزد ؛ پس هلاكو به قتل او فرمان داد . ظاهرا بعضى از نزديكان هلاكو از ريختن خون اين مرد فاسد و عياش بر زمين بيم داشتند و مىترسيدند زمين و زمان سياه و آثار قيامت ظاهر شود و هلاكو را تحت تأثير قرار دادند و او از دانشمند شهير خواجه نصير سؤال كرد ، خواجه با صراحت گفت : « خون بسيارى از صحابهء كبار و مردان شريف عالم اسلام به زمين ريخته شد و خللى ظاهر نگشت . » با اين حال هلاكو راه احتياط پيش گرفت و يا از بيم بروز حوادث و يا به پيروى از سنت ديرين سران مغول ، كه از ريختن خون بزرگان بر زمين خوددارى مىكنند ، فرمان داد تا وى را در نمد پيچيدند و به ضرب مالش جانش را گرفتند . ناگفته نگذاريم ، هنگامى كه آتيلا ، جهانگشاى معروف ، به دروازه‌هاى روم نزديك مىشد ، محافظه‌كاران او را نيز از چنين كارى برحذر داشتند . گيبون ، مورخ معروف انگليسى ، مىنويسد : « . . . هنگامى كه آتيلا تصميم خويش را داير بر هدايت سلحشوران پيروز خويش به دروازه‌هاى شهر روم اعلام داشت ، دوستان و دشمنان وى زبان به ملامتش گشودند و به وى خاطرنشان ساختند كه چگونه « آلاريك » پس از گشودن شهر جاودانى روم ديرزمانى در اين جهان نماند . ذهن آتيلا كه هماره بر خطرات واقعى چيره مىشد ، دستخوش هجوم تخيلات وحشتناكى شد . . . لئو ، آن بربرى سهمناك را تهديد مىكرد كه اگر به سخنان جانشين دو حوارى بزرگ عالم عيسوى ، پطروس و قديس پولس ، اعتنايى نكند آنا مرگ چون صاعقه‌اى بر سرش نازل مىشود . » « 194 » همانطور كه آتيلا دستخوش توهمات بىاساس نشد هلاكو نيز ، چنان كه ديديم ، در سايهء تعليمات خواجه - نصير الدين بيمى به خود راه نداد و دولت پانصد سالهء عباسى را از پاى درآورد و در جريان آن جمع كثيرى كشته شدند ( عدهء مقتولين شهر بغداد را بالغ بر هشتصد هزار نفر نوشته‌اند ) .

--> ( 194 ) . انحطاط و سقوط امپراتورى روم ، پيشين ، ص 496 .